حسين علوى مهر
189
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
جملهء آنها آياتى است كه زركشى « 1 » به آنها استدلال كرده است : 1 . خداوند متعال مىفرمايد : وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ . « 2 » 2 . أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ . « 3 » 3 . لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ . « 4 » در آيهء اول و دوم از تفسير كردن قرآن بدون علم ، و نسبت دادن گفتارى به خداوند متعال به دروغ و جهل ، نهى شده است و در آيهء سوم كه بيان قرآن را مختص به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم [ و طبق حديث ثقلين ، امامان معصوم نيز با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بيان ، شريك ] مىداند ، نشان مىدهد كه تفسير آيات بايد برگرفته از اخبار و آثار آنها باشد ، به ويژه در متشابهات قرآن و اگر غير از اين باشد نتيجهء آن تفسير به رأى خواهد بود . پاسخ به يك شبهه برخى كه مبتلا به روش باطل تفسير به رأى شدهاند ، گاهى با تمسك به روايت نبوى « القرآن ذلول ذو وجوه محتمله فاحملوه على احسن وجهه ؛ قرآن داراى چهرههاى مختلف است و احتمالات گوناگونى در آن داده مىشود ، آن را بر نيكوترين وجه حمل كنيد . » ، استدلال كردهاند كه برداشتهاى مختلف از قرآن اشكالى ندارد ، اگر چه در ظاهر دلالت بر آن معنا نكند . اين حديث اگر از نظر سند صحيح باشد ، دلالت بر جواز استنباط و اجتهاد در كتاب الهى مىكند ، آن استنباطى كه برگرفته از روش و منابع صحيح باشد ، زيرا كه نظر دادن با وجود قرائن حاليه يا مقاليه ( چه قرينهء متصل يا منفصل ) و مطابق ظواهر الفاظ ( در غير آيات متشابه ) و طبق فهم عرفى ، تفسير به رأى نيست ، بلكه تفسير صحيح و مقبول مىباشد . « 5 »
--> ( 1 ) زركشى ، البرهان ، ج 2 / 161 ، ر . ك : دكتر محمد حسين صغير ، دراسات قرآنية ، مناهج التفسير / 92 . ( 2 ) اسراء / 36 . ( 3 ) بقره / 169 . ( 4 ) نحل / 44 . ( 5 ) ر . ك : دكتر محمد حسين صغير ، دراسات قرآنيه ، مناهج التفسير / 63 .